فرزاد عزیز درود
یاد محبتهای بی دریغتان همیشه با من است و از اینکه نتوانستم دستکم یک روز را در شیراز با شما بگذرانم واقعأ احساس غبن میکنم . نه چهره جدی و فیلسوف مابانه خودت از یاد بردنی ست ، نه چهره صمیمی و پرمهر فرشاد نازنین !
به برادر عزیز مشترکمان فرید که تصویر ملموس انسانیت و همدردیست سلام مخصوص مرا ابلاغ کن با این امیدواری که یک روز خودم را در جمع شما ببینم . در کتابخانه ام دستنوشته ای از فرید را دیدم . دفتر شعری که در دوران دانشجویی به من هدیه کرد . در جمع چه عاشقان هم قبیله ای بودیم و نمیدانستیم .
به فرید بیشتر برس ، چه نجیبانه غمزده است . این احساس مشترک من و خانواده ام است . کاش میشد بهره ای از غمش را با من قسمت کند . در من سالهاست خشم و نفرت جای غم را گرفته است . دلم میخواهد خیلی بیش از اینها بشناسمش .
امیر
تهران
اردیبهشت ۸۷
