تبليغاتX
ابلهی که همه چیز میدانست

طنز اجتماعی

بدون شرح

|+| نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 15:2  توسط امیر  | 

ای شاه خر ...

1. اي شاه خر! تو خيلي بد بودی ! تو چرا ملت را در خيابان اذيت كردي؟ چرا آنها را كشتي؟ چرا جوانان وطن را كشتي؟ چرا كشتي؟ (راستي كلا چند نفر را كشتي؟ از وقتي كه تو رفتي، حتي يك جوان هم در اين مملكت كشته نشده است!!!) اي كاش زنده بودي و مي‌ديدي و ياد مي‌گرفتي كه الان وقتي كسي به خيابان مي‌ريزد و اعتراض مي‌كند (البته اين يك رسم قديمي بود. الان ... ) خيلي محترمانه با او برخورد مي‌كنند؛ با گل و شيريني به استقبالش مي‌روند؛ به حرفش گوش مي‌دهند؛ خواسته‌هايش را برآورده مي‌كنند؛ دانشجو را از پنجره پايين نمي‌اندازند؛ پيراهنش را خوني نمي‌كنند؛ زندان نمي‌كنند؛ تا 3 نسل بعد از خودش خوشبخت مي‌شوند؛ دبير اصفهاني را به خاطر اعتراض به كم‌بودن حقوق، به يكي از دهات آذربايجان تبعيد نمي‌كنند؛ ترانه ها و نداها را نمیکشند ؛ ياد بگير! اي شاه خر!
2. اي شاه خر! تو چرا ملت را استخدام مي‌كردي؟ چرا در زمان تو تورم نبود؟ چرا همه چيز ارزان بود؟ اين چه رسم بدي بود كه تو باب كرده بودي؟  چرا نمي‌گذاشتي تمام فكر ملت، پرداخت قبض آب و برق و گاز و تلفن و موبايل و... و قبض‌هاي عوارض و قسط وام و اجاره‌ي مسكن و شهريه‌ي مهد كودك و مدرسه و دانشگاه و هزينه‌هاي بيمارستان و هزينه‌هاي دادگاه و ماليات و برگ جريمه و ... باشد؟ مگر تورم 24 درصدي بد است (جوك: وزير اقتصاد يا خ.. ديگري بود كه گفت: «ما تورم را روي 22% كنترل مي‌كنيم!!!» و من پيش خود گفتم شما اگر لطف كنيد و كنترل نكنيد، مطمينا به 22% نمي‌رسد و چون به حرف من عمل نكردند رسيد به 24% (به اعتراف خودشان) و از آن روز به بعد من به معني واژه‌ي «كنترل» مشكوك شده‌ام) مگر بد است كه مردم از خواب بيدار شوند و ببينند كه نان 50% گران شده است؟ مگر هيجان براي زندگي لازم نيست؟ مگر بد است كه بازنشسته‌هاي ما 3 ساعت در صف شير بايستند؟ صف كه چيز خوبي است. تو چقدر خر بودي! اي شاه خر!
3. اي شاه خر! تو چرا ارزش‌ها را بي‌ارزش كرده بودي؟ چرا در زمان تو دزدي كار بدي بود؟ چرا ازدواج‌ها ساده بود؟ چرا طلاق كم بود؟ چرا تبعيض طبقاتي كم بود؟ چرا قاضي‌ها در دادگاه‌ها مگس مي‌پراندند؟ چرا دادگاه و دادسرا و كلانتري و شوراي حل اختلاف و بند و زندان كم ساختي؟ (چراغ را مي‌گيرم روي صورت شاه!) اعتراف كن! چرا كم ساختي؟ فكر نمي‌كردي بعد از تو اين‌ها جوابگو نخواهند بود؟ نمي‌دانستي بعد از تو، ايران بالاترين آمار دزدي، جرم، زندان، طلاق، كلاهبرداري و فحشا را در جهان خواهد داشت؟ نمي‌دانستي براي 20 گرم هروئين دار مي‌زنند اما براي دزدي‌هاي ميلياردي كاري نمي‌كنند؟ چرا كه اولي از سر شكم‌سيري و شغل چندم طرف و فساد في‌الارض است و دومي فقط يك اشتباه است !
4. اي شاه خر! در زمان تو حتي يك نفر هم موبايل نداشت (البته و صد البته و قطعا و به ابوالفضل قسم تقصير تو بود كه در آن زمان موبايل اختراع نشده بود.) اما انقلاب همه را موبايل‌دار كرده است (مي‌دانم كه نمي‌داني موبايل چيست. از يكي از تازه مرده‌ها بپرس). اي شاه خر! تو نمي‌دانستي كه مي‌تواني با پول نفت اين ملت چند تا سايت و دكل (با تكنولوژي عهد بوق) بزني و بابت هر خط موبايل 1.000.000 تومان از مردم بگيري و ماهيانه هم 300.000.000.000 تومان درآمد داشته باشي. اي شاه خيلي خر! تو نمي‌دانستي كه مي‌تواني از هر خط موبايل، 200.000 تومان بابت گرو بگيري كه براي 15.000.000 خط دايم همراه اول (دولتي) كلا مي‌شود مبلغ بسيار ناچيز 3.000.000.000.000 تومان كه حتي يك نفر (به جز من) نمي‌پرسد اين پول از ملت آزاده و انقلابي و غيور و سرافزار و هميشه در صحنه و جان بر كف و خ... چرا گرفته مي‌شود؟ كجاست؟ سود ماهيانه 60.000.000.000 تومان آن چه مي‌شود؟ و باز اي شاه خر! تو حتي نمي‌دانستي كه مي‌تواني بابت جابجايي (جابجايي عبارت است حمل سيگنال‌هاي مخابراتي توسط خر و كاميون از اين شهر به آن شهر كه صد البته هزينه‌ي بسيار بالايي دارد!!!) كلي پول از ملت بگيري! به نظر خودت، خر نبودي؟! اي شاه خر! الهي كه خطت يك‌طرفه شود! آمين!
5. اي شاه خر! در زمان تو حتي يك دانشگاه آزاد (اسلامي) هم وجود  نداشت ! چقدر تو خر بودي ! چرا با پول نفت اين مردم براي آنها دانشگاه آزاد (اسلامي) نمي‌ساختي و فكر و ذكرت ساختن دانشگاه دولتي غير اسلامي (دانشگاه غير اسلامي دانشگاهي است كه در آن از دانشجو بابت تحصيل پول نمي‌گيرند) براي ملت نامسلمان بود
6. اي شاه خر! مطمين هستم اگر مي‌دانستي با آوردن كارخانه‌ي پيكان از انگليس به ايران روزي دل مردم را ريش‌ريش مي‌كني، اين كار را نمي‌كردي! اگر مي‌دانستي كه قيمت پيكان بعدا 1000 برابر مي‌شود (بدون اينكه تغييري نسبت به 40 سال پيش كرده باشد) اين كار را نمي‌كردي! اگر مي‌دانستي كه بچه‌هاي پيكان با اسم‌ها و رنگ‌هاي متفاوت به ملت آزاده و انقلابي و غيور و سرافزار و هميشه در صحنه و جان بر كف و خ... ايران سه برابر خارجي‌هاي كافر فروخته مي‌شود، به خدا قسم اين كار را نمي‌كردي! اگر مي‌دانستي كه اتومبيل ايراني را اگر رايگان هم به عرب‌هاي شترسوار بدهي، سوار نمي‌شوند اما ملت آزاده و انقلابي و غيور و سرافزار و هميشه در صحنه و جان بر كف و خ... مجبور است كه سوار شود (چون انتخاب ديگري ندارد) خودت را زير ماشين مي‌انداختي! تو آن قدر خر بودي كه نمي‌دانستي مي‌تواني بابت هر اتومبيلي كه وارد مي‌كني، 300% حق گمرك بگيري.
7. اي شاه خر! تو چرا 40 سال پيش براي روستاي 2.000 نفري من مهد كودك (رايگان با صبحانه و نهار)، سالن ورزشي (رايگان)، مدرسه‌ي ابتدايي (با توزيع رايگان كتاب و دفتر و مداد و سيب)، راهنمايي، دبيرستان، درمانگاه شبانه‌روزي (خاك بر سرت كه از هندوستان براي اين مردم دكتر آورده بودي! مگر ونزوئلا نبود!)، زايشگاه، دندانپزشكي (براي عموم تقريبا رايگان و براي فقرا رايگان)، داروخانه، جاده‌ي آسفالته و... ساختي؟ فكر مي‌كردي راهت را ادامه خواهند داد؟ چقدر تو خري! اكنون كه نمي‌بيني! اما آسوده بخواب كه من بيدارم و برايت مي‌گويم. اكنون كه روستاي من بزرگ شده و 15.000 نفر جمعيت دارد و اسمش را گذاشته‌اند شهر، از آن مهد كودك ويرانه‌اي بيش نمانده است ! سالن ورزشي بزرگ‌تر شده اما ديگر رايگان نيست، مدرسه‌ي ابتدايي خراب شد. بودجه گرفتند كه يك مدرسه‌ي 8 كلاسه احداث كنند اما بعد كه تمام شد ديديم 6 كلاس دارد !!! درمانگاه شبانه‌روزي، نصف روزي شده است (و صد البته گران براي همه)، دندانپزشكي را كشيدند و دور انداختند، داروخانه را به علت نگرفتن حق فني از بيماران تعطيل كردند (الان داروخانه‌ها از هر نسخه 700 تومان حق فني مي‌گيرند) و زايشگاه هم سقط شد و مرد (انگار قرار نبود ديگر زن‌هاي روستاي من بزايند!). از آن زمان كه تو مردي، جاده‌ي روستاي من فقط يك بار (20 سال پيش به رسم زمان تو) آسفالت شده است. البته روستاي من خيلي پيشرفت كرده است. روستاي من بعدا بخش شد و بعد شهر شد. الان روستاي من بخشداري، شهرداري، دادگاه و شوراي حل اختلاف، اداره‌ي دارايي و... دارد. الان روستاي من قانون دارد كه زمان تو نداشت. الان گرفتن پول براي ثبت‌نام مدرسه غير‌قانوني است! الان هر كس بخواهد خانه بسازد بايد از شهرداري اجازه بگيرد و كلي پول مجوز پرداخت كند! الان كشاورزان روستاي من حق ندارند كنار زمين خود چاه بزنند و براي استفاده از رودخانه‌ي كنار روستا بايد پول پرداخت كنند! حتي ماهي‌گيري در رودخانه هم جرم است! بلايي كه مامور تو به خاطر گرانفروشي سر خان‌بابا آورد، هنوز نقل محافل است و هنوز هم كه هنوز است مردان آن زمان از يادآوري آن مو بر تنشان سيخ مي‌شود و جرات گرانفروشي ندارند اما الان چون ديگر گران‌فروشي ريشه‌كن شده است، كار ماموران، دستگيري جوانان روزه‌خور است ! الان كار ماموران، دستگيري پسراني است كه به دخترها نگاه مي‌كنند!‌
8. اي شاه خر! نمي‌دانم با اين همه خريت، چگونه توانسته بودي چنان جوان‌هايي تربيت كني. جوان‌هايي كه رفتند آمريكا درس بخوانند كه برگردند و برگشتند. جوان‌هايي كه 8 سال مردانه جنگيدند و كشتند و كشته شدند. جوان‌هايي آزاده كه آزادگي را با هيچ‌چيز عوض نمي‌كردند. جوان‌هايي كه خود را حقير نمي‌دانستند و فوتبال و موبايل و اينترنت و چت و دختربازي و فحشا، آزادگي آنها را زير خروارها خاك دفن نكرده بود. الان جوان‌ها نمي‌روند كه بخوانند و برگردند، مي‌خوانند كه بروند و برنگردند؛ از مردي و مردانگي نشاني نيست و ارزان‌ترين چيز براي فروش آزادي و آزادگي است.
9. اي شاه خر! تو چرا از كلمات جادويي براي خ... كردن ملت استفاده نمي‌كردي. كلماتي مانند اسلامي، غير انتفاعي، مردم‌سالاري و عدالت و... كه واقعا جادو مي‌كنند. به اين‌ها دقت كنيد: جمهوري اسلامي، مجلس شوراي اسلامي، بانكداري اسلامي (بدون ربا)، دانشگاه آزاد اسلامي (هر كس بتواند «اسلامي» را در اينجا تفسير كند، قول مي‌دهم برايش فاتحه بخوانم!)، موسسات، مدارس و دانشگاه غيرانتفاعي، مردم‌سالاري ديني و عدالت اجتماعي و... . اي شاه خرِ نامسلمانِ نزول‌خورِ منتفعِ شاه‌سالار ظالم! مرگت باد! آمين !
10. اي شاه خر! خسته شدم از بس نوشتم. اما هنوز حرف‌هايم تمام نشده است. هنوز آن گونه كه بايد 30 سال استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي را برايت نگفته‌ام. خلاصه‌اي از وضعيت الان را برايت مي‌گويم و تمام مي‌كنم. امروز نه حفظ خدا و پيامبر و ايمه و عدالت و نماز و روزه و تقوا و پاكدامني و .. بلكه حفظ نظام ظلم اوجب واجبات است. 30 سال است كه مملكت امام زمان(عج) اختلاس‌هاي كمتر از ميليارد تومان نشده است. كمونيست‌هاي كافر نخست‌وزيرشان را به جرم اختلاس دار مي‌زنند اما در مملكت امام زمان(عج) دار زدن كار زشتي است. اينجا آبروي دزد مهم‌تر از آبرو و شرف و حق ملت مستضعف است . آنخماهرودي 10 سال است كه نمي‌گذارد اسامي مفسدين اقتصادي اعلام شود. خدا مي‌داند. شايد او هم مثل من زياد چايي مي‌خورد! الان، در مملكت امام زمان (ع) قاضي‌ها فقط با چك سفيد راضي مي‌شوند كه رشوه نگيرند. الان ديپلمه‌ها وزير كشور مي‌شوند، در دانشگاه هيات علمي مي‌شوند، حقوق دكتر مي‌گيرند و هيچ حجت شرعي براي كنار رفتن پيدا نمي‌كنند. الان چون قند براي بدن ضرر دارد، ديگر بعد از تو هيچ كارخانه‌ي قندي ساخته نشده است. در عوض شيخ ما (بخوانيد معاويه) چون مردم را دوست دارد، براي آنها از اسراييل نِستِله مي‌آورد. !»). الان محمود براي توزيع عادلانه‌ي مواد غذايي در جهان برنامه دارد! . الان ملت براي ظلمي كه به اهالي ده بالا مي‌شود به خيا‌بان‌ها مي‌ريزند اما براي ظلمي كه به خودشان مي‌شوند، تا دم در هم نمي‌آيند ! . الان سيب تا از درخت به ميوه‌خوري بيافتد قيمتش 10 برابر مي‌شود. الان در دنيا كه اتومبيل گران مي‌شود در ايران هم گران مي‌شود (چه خوب!) اما وقتي كه اتومبيل در دنيا نصف قيمت مي‌شود، در ايران باز هم گران‌تر مي‌شود (چه بهتر!!!). چون ما يك كشور مستقل هستيم. راستي چادر مشكي ميتسوبيشي هم به بازار آمد! الان ما حق نداريم انتخاب كنيم كه چه ببينيم و چه بشنويم. الان خبرها سانسور مي‌شود. بايد ببينيم و بشنويم آنچه را كه كدخدا مي‌خواهد. الان وقتي در دانشگاه تهران دانشجوها را مي‌كشند، تلويزيون خبر دوقلو زاييدن كانگوروي استراليايي را نشان مي‌دهد. الان خودكشي (و شايد نسل‌كشي) خيلي راحت است. كافي است از جايت بلند شوي و بگويي «چرا؟».  الان ايران كشور آرماني مهاجران دنياست. فقط نمي‌دانم چرا چشم و ريش تمام آنها شبيه هم است . الان حكومت دست قوم هزار فاميل است. البته تمام اين‌ها كه گفتم تقصير آمريكا است !
11. مژده‌اي برايت دارم! آسوده بخواب كه الان رحمت‌فرستندگان بر تو بيشتر از لعنت‌فرستندگان بر تو هستند.

توضيح:
• خر در لغت يعني بزرگ. اين معني در كلماتي مثل خرگوش، خرمگس، خرشانس، خرخوان، خرفهم ديده مي‌شود. آن حيوان معروف هم خريت كرد كه اسمش را گذاشتند «خر».
• خريت واژه‌اي است پركاربرد و جاافتاده (اما غلط چون كلمات فارسي «يت» عربي نمي‌گيرند؛ البته ما به تلافي عرب‌ها اين كار را مي‌كنيم تا دلمان خنك شود.) كه فرهنگستان استعمال آن را به اين دليل كه امروزه بسياري فهميده‌اند خريت كرده‌اند و لذا بسيار استفاده مي‌شود و نيز جايگزيني براي آن يافت نمي‌شود، مجاز مي‌داند.

 

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 22:16  توسط امیر  | 

اگر خدا بودم ...

 من اگه خدا بودم وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در میاوردم و از بارگاه بیرونش میکردم ! چه معنی داره شیطان به حرف خدا گوش نکنه !
وقتی میخواستم پیغمبر برای خلق تعیین کنم از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب میکردم تا عدالت رعایت بشه !
 
کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی یه خونه شیک و مدرن بنا میکردم با سوییت های مجهز و مجانی برای زواری که برای زیارت میومدن !
هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام … حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجای لباس احرام هم مایوی دوتیکه بپوشن !
یه مشت از این حوری ها و قلمان رو هم مامور میکردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه !
اصلا نمیذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن ! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که !
همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم !
یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه ! 
هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم قربونت برم …عزیز دلم … فدات بشم نه اینکه محل سگ هم نذارم ! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه … گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !
قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمیکردم  ! به بنده هام همه یه جو عقل میدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخیص بدن و نیازی به فتوا و این مزخرفات نباشه !
عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه ! به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! ( اینجوری دیگه نه تنها کسی از مرگ نمیترسید بلکه این پیرزن پیرمردها هی از خدا مرگ میخواستن نصفه شبی ) !
جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد … ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم ! سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! ….. خدا کیلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟
 اخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکردم اخرین مدل ! نه اینجوری که توی جوب هاش ( جوی هاش ) شیر و عسل بیاد ! شیر و عسلی که توی جوب ( جوی ) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پیش میخوره ! اونایی که بنده صالح بودن میفرستادم توی این بهشت و اونایی هم که خطا کار بودن و بنده های درست درمونی نبودن بجای جهنم میفرستادم توی ایران زندگی کنن قدر عافیت رو بدونن !
از خدا بخاطر این همه اختلاف سلیقه عذر خواهی میکنم !!

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 21:57  توسط امیر  | 

بدون شرح

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 1:30  توسط امیر  | 

پاسخی به یک نامه

آخ فاطی لب، فاطی تب، فاطی یه ذره غبغب، فاطی سوژه ی هر شب !


در راستای اینکه حضرت ام المومنین ننه ی مسلمانان فاطی پس از چهل روز عزاداری انقلابیون سبز به قصد تلطیف روحیه ایشان مجدداً حرف زد و به ضرص قاطع و با دعوا برای احمدی نژاد نامه نوشت طبق روال از تفسیر کلام این باکره ی مغزی نتایجی گرفتیم که چون خیلی بی ادبی است ایندفعه استثنائاً در اینجا نمی آوریم لیکن در عوض با ایشان حالی کردیم که در زیر می آید :

* با شعار «با موسوي – بي‌روسري» اسلاميت و انسانيت ملت را لگدمال مي‌نمودند : چه شعار باحالی ! به جان فاطی تا حالا نشنیده بودم . رو کن ببینم شعار دیگه چی داری ما مناسبت زیاد داریم ها .
* ميليون‌ها مؤمن خداجوي براي آرامش خود و نجات نظام اسلامي، به خداوند و اهل‌بيت پناه بردند : چندتایشان هم برای آرامش خود و نجات نظام اسلامی به کتک و اعتراف پناه بردند اتفاقاً خیلی هم نتیجه داد . یکیش اینکه خدا و اهل بیت از چشم میلیونها تای دیگر افتاد .
* 4‌سال پيش، آنها به «منبع لايزال الهي» متوسل شدند : چهار سال بعد هم به تقلب متوسل شدند . هرچی بود از منبع لایزال الهی بیشتر گیرشان آمد .
* با «نذر»، «دعا»، «نماز» و «احيا» متوسل شدند : بعد متوسل شدند توسلشان جواب نداد رفتند به تقلب متوسل شدند کارشان زودتر راه افتاد .
* در اين راه، هزينه‌هاي مادي بسياري هم متعهد شدند، مثل انتخابات گذشته : خب خدا را شکر هزینه هایشان معنوی نبود . مثل همین انتخابات گذشته .
* دو نكته سبب گرديد تا اين نامه را بنگارم: فاطی جان ! تو برای نامه نگاری به نکته توجه نکن به من توجه کن . در هر حال هیچکس غیر من به نامه های تو توجه نمیکند .
* یكي شنيدن جمله «من با تحجر مخالفم» : شنیدن کی بود مانند دیدن . ضمناً این مموتی زر زیاد میزند قبلاً هم گفته بود من با حجاب مخالفم تو جدی نگیر .
* ديگري «اعلان حضور وزراي زن در ليست‌هاي منتشره» كابينه دهم : جان من بگرد غیر از ایندوتا باز هم سوژه برای نامه نگاری پیدا میشود ها . فاطی ما هم دل داریم .
* امثال اين‌جانب از شنيدن جمله مذكور متحير شديم : امثال آنجانب عمراً هیچ جا پیدا نمیشود گشته ایم ما از خودت مایه بگذار .
* ما مطمئن هستيم كه شما به سلامت از بيماري روشنفكري عبور كرده‌ايد : زیاد مطمئن نباش خودت هم یک دکتر برو . ببینم مموتی که بتو میگوید روشنفکر یعنی جدی جدی مریضی ؟ قبل از آره و اینا حتماً به غلام بگی ها .
* ادبياتتان، از واژگان، تعابير و جملات تروريستي اصلاح‌طلبي دين‌ستيز پاك و منزه است : آخه تازه رفته حمام . خودم دیدم همین دو ماه پیش اولین نطق انتصاباتی که داشت رفته بود حمام از همه چیز منزه شده بود . ادبیاتش هم که کلهر برایش می نویسد یکیش .
* در تفكر شيعي و گفتمان انتظارگرايانه، تحجر وجود ندارد : احمدی نژاد دیوانه است . همیشه با چیزهائی که وجود ندارد مخالف است .
* تيجه روشنفكري سنگ‌شدن در برابر انديشه ديني پويا و كارآمد به ويژه شيعي است : غیر از سنگ آدم سوسک هم میشود . ضمناً ما نفهمیدیم روشنفکر آخرش مریض است یا سنگ است ؟ فاطی مواظب باش این مموتی خنده خنده بتو خیلی فحش میدهد ها .
* رئيس‌جمهور محبوبي كه با اراده الهي بي‌نظيرترين آراي انتخابات دهم را كسب نموديد : از خدا پرسیدیم گفت به حضرت عباس اراده ی من یک چیز دیگری بود . این مذهبی ها عادت دارند کارهایشان را بیندازند گردن خدا . حضرت مریم هم همینطوری حامله شد .
* امام باقر عليه‌السلام فرمودند: آزمايش شويد! بازهم آزمايش شويد! بازهم آزمايش شويد! تا آنجا كه آلودگي برطرف شود و پاكي بماند : امام باقر اینرا دقیقاً به کی فرمودند که ما هیچ جا ندیدیم ؟ این وسط اگر سه بار "باز هم آزمایش شویم" ولی آلودگی بر طرف نشود باید چه خاکی سرمان بریزیم ؟ تقلب کنیم ؟
* شما بار دوم آزمايش خود را با تشكيل كابينه دهم آغاز مي‌كنيد باشد تا براي مرحله سوم آب‌ديده‌تر گرديد : فاطی جان ریاست جمهوری فقط دو مرحله است همه چیز را که نباید از الآن لو داد غلام چقدر بگه ؟
* در آخرالزمان زنان بر دولت و سلطنت و هرچيزي كه ميل به آن دارند،غلبه يافته و مسلط مي‌گردند : پس الآن خیلی وقته که در اروپا و امریکا آخرالزمان شده ولی چون امام زمان ندارند معطل مانده اند حالا که به آخر زمان رسیده اند باید چه غلطی بکنند ؟ ساعتهایشان را بکشند عقب ؟
* نهايت آمال زنان مسلمان آن است كه در صف 50 زني قرار داشته باشند كه 313 اصحاب خاص مولايشان را كامل مي‌كند : عین مموتی آمار میدهی . حالا یک کمی مهربونتر بشینید بقیه هم سوار بشوند . با 50 تا زن کار 263 تای بقیه راه نمی افتد ها .
* هاشمي در حقيقت نخستين بدعت‌گذار اين فاجعه بود : کاملاً موافقم . اصولاً هر فاجعه ای که الآن اتفاق می افتد هاشمی اول بدعت گذاشته . همین معظم له یکیش .
* محمد خاتمي زن ديگری را به معاونت برگزيد : باز خدا پدرش را بیامرزد زن دیگری را به همسری برنگزینید . البته آنوقتها تو ریز دیده میشدی چند همسری هنوز مد نشده بود دفعه ی بعد ایشالا .
* ثمره آن براي نظام اسلامي و ملت ايران از منظر اقتصادي و سياسي و فرهنگي چه بود؟! : یکیش این بود که تو نمیتوانستی زیاد زرت و پرت بکنی بقیه اش را نمی گویم .
* احمدي‌نژاد با هاشمي و خاتمي متفاوت است : تو را ول بکنند احمدی نژاد با منظومه شمسی هم متفاوت است فقط شما دوتا یه کمی دیر بهم رسیدید .
* يك نظر اين است كه اگر وزراي زن ناتوان باشند، به جامعه زنان آسيب مي‌رسد : یک نظر هم اینست که اگر وزرای زن توانا باشند بتو آسیب میرسد .
* اين‌جانب بنا نداشته و ندارم، جز براساس عقايد و باورهايم بنويسم : بنا نداشته باش . ما هم اتفاقاً با همین عقاید و باورهای تو خیلی حال میکنیم .
* قطعاً براي تشكيل كابينه با كمبود مردان داراي صلاحيت و توانمندي مواجه نخواهيد بود : چرا مواجه خواهد بود . اگر مواجه نبود الآن همین غلام تو دویست تا شغل نداشت .
* زنان داراي قابليت اجرايي برتر از مردان در اولويت قرار ندارد : البته اجرا داریم تا اجرا . بعضی زنها خوب اجرا میکنند مردشان ضعیف عمل میکند . خودت و غلام یکیش .
* ما احمدي‌نژاد را هاشمي و خاتمي نمي‌دانيم : نه جان من بدان . خود رهبرتان به آن دوتای دیگر میگوید نخبه که البته با چیزی که مموتی هست خیلی فرق دارد .
* احمدي‌نژاد جنس ديگري است : دقیقاً همینطوره . یعنی یارو دیگه چی خورده باشه اینطوری پس داده باشه .
* فاطمه رجبي بنا بر عقيده شيعي خود گام بر مي‌دارد، مي‌نويسد، و مي‌گويد : چاکرتیم . ما هم مخلص همین عقاید تو هستیم هر چقدر خواستی گام بردار ، بنویس ، بگو خلاصه هر چند وقت یکدفعه خوشحالمان کن .
* مي‌دانم كه اين نوشته بيش از گذشته، مرا آماج تخريب و پرخاشگري راست‌هاي ناراست مي‌كند : ما قول می دهیم با تو پرخاشگری و تخریب نکنیم فقط وقتی حرف میزنی این ناراست آدم راست میشود یک جوابی حتماً بهت بدهد !!

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388 ساعت 19:27  توسط امیر  | 

نامه سر گشاده فاطمه رجبی به احمدی نژاد

 

جناب آقاي دكتر احمدي‌ن‍ژاد، رئيس‌جمهور محبوب ايران اسلامي

 با سلام و عرض تبريك اعياد مبارك شعبانيه، به ويژه نيمه‌شعبان،‌ ميلاد مبارك حضرت صاحب الامر عجل‌‌الله تعالي فرجه الشريف، مطالبي را خدمتتان عرض مي‌كنم:

 الف.

اگر انتخابات نهم را «معجزه هزاره سوم» ناميدم، به آن دليل بود كه خداوند منّان، ايدئولوژي دمكراسي مردم‌فريب و چهره‌هاي فريب‌كار سياسي را در آن افشا كرد و «آراي فاطمي» براي نجات كشور امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف از چنگال مافياي قدرت و ثروت براي شما به صندوق‌ها ريخته شد. اينكه با صراحت و قاطعيت، انتخابات دهم را «تكرار معجزه هزاره سوم» ‌مي‌نامم، از آن روي است كه علاوه بر دستاوردهاي پيشين، موجب رسوايي بيشتر پليدي‌هاي نهفته گشت و طيف خبيث و برانداز را به سركردگي هاشمي، خاتمي و موسوي افشا نمود. اين انتخابات بيش از انتخابات نهم، نمايانگر امدادهاي الهي بود و عنايات بارزتر امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف را متوجه حال كشور اسلامي و ملت مسلمان ايران كرد. بدين جهت، قدرت‌مداران به يغمابرده ثروت ملي، در فاسدترين و شوم‌ترين روش‌ها، «تا كشتار» و «به كشتن دادن مردم» پيش رفتند. با اين هدف كه «ركن ركين ولايت فقيه» را نشانه روند، و «غده چركين بغض و حسد و قدرت‌طلبي» خود را با «غصب اين جايگاه رفيع» مرهم نهند. اما امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف حافظ جايگاهي گرديد كه جز فقيه وارسته، حافظ نفس، مخالف هوي، و نگهبان دين... در آن نمي‌تواند جاي گيرد!

حضرت احديت را بر اين نعمت و رحمت سپاسي بي‌كران بايد گفت و از او رسوايي بيشتر مهاجمان به ولايت‌فقيه را مسألت نمود.

 ب.

در اوج جنگ رواني و فتنه تبليغاتي براندازان كه زنان و مردان سبزپوش و سگ‌هاي بغل‌كرده داراي قلاده سبز، با شعار «با موسوي – بي‌روسري» اسلاميت و انسانيت ملت را لگدمال مي‌نمودند، ميليون‌ها مؤمن خداجوي براي آرامش خود و امنيت كشور و نجات نظام اسلامي، اسلام، تشيع و ملت ايران، به خداوند و اهل‌بيت عليهم‌السلام پناه بردند، چون 4‌سال پيش، آنها در مقابل «منبع عظيم مالي مافياي قدرت و ثروت» به «منبع لايزال الهي» با «نذر»، «دعا»، «نماز» و «احيا» متوسل شدند، در اين راه، هزينه‌هاي مادي بسياري هم متعهد شدند، مثل انتخابات گذشته!

 شاهد بودم كه «نذر 14هزار صلوات»، «روزه‌هاي يك تا چندروز»، «ختم قرآن كريم»، «نماز امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف»، «ادعيه بسيار» و «توسلات گوناگون»، موجب آرامش مردم بود در آن تهاجم ويرانگر، آن‌ها را براي تكرار معجزه الهي ديگر «منتظر» مي‌نمود.

اين‌جانب نيز قطره‌اي از درياي پرخروش همين مردم بودم كه از «نذر 14‌ نماز امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف» هنوز تعدادي را به گردن دارم!

 ج.

تفأل به لسان الغيب، غزل پيروزي شما را در انتخابات نويد داد، اما بيش از شادي از اين موضوع، تأملي نيازمند شد كه به يك مصرع آن غزل مربوط مي گرديد:

 آن مصرع چنين بود:

مرضية السجايا محمودة الخصائل

 بنابر همان تأمل، اينك تصميم گرفتم اين نامه را بنگارم. زيرا «برگزيده مردم با صفاتي نيك و مورد رضاي خداوند» وصف شده بود. باز بنا بر همان مصرع، قابل تأمل به نظر مي‌رسد كه اراده الهي «ظرفيت و قابليت حضرت‌عالي را براي انجام دوباره مأموريتي عظيم در جهت اجراي احكام الهي در رأس قوه مجريه مناسب ديده است.» از اين‌روي، اميد و انتظار مي‌رود كه 4 سال پر افتخار ديگري براي اسلام و ايران اسلامي رقم زده شود. ان‌شاءالله.

 بديهي است منظور اين‌جانب و گروه‌هاي بسيار هم‌فكر، تصميم‌گيري‌هاي سياسي اقتصادي، مانند «خصوصي‌سازي يا اختصاصي‌سازي»، «حزب‌گرايي يا حزب‌سازي» و مسائلي از اين دست نيست. هرچند تصميم‌سازي و برنامه‌ريزي كارآمد و حذف كامل برنامه‌ها و تصميم‌هاي ويرانگر 16‌ساله، از اولويت‌هاي مورد انتظار است اما مقصود، برنامه‌سازي‌ها و تصميم‌گيري‌هاي كلاني است كه «فرهنگ انتظارگرايانه» را حاكميت مي‌بخشد.

 د.

در اوج‌گيري «كودتاي سبز» با پيش‌مقدمه تبليغات انتخابات، براي يافتن محتواي اصلي روايتي درباره «پيروان سبزپوش دجال» كه در پيامك‌هاي تلفني مي‌آمد، به كتاب شريف «مهدي موعود» ترجمه «جلد 13 بحارالانوار» مراجعه كردم. در صفحه 965 آن بخشي از اين روايت را از زبان مولاي متقيان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف چنين ديدم:

«شقي كسي است كه ادعاي دجال را تصديق كند و سعادتمند كسي است كه او را تكذيب نمايد... دجال، دشمن خدا، دروغ مي‌گويد كه غالب پيروان او... هستند، و چيزي سبز بر دوش دارند.»

 اين مطلب در مقاله‌اي كوتاه منتشر شد. خداوند را سپاس كه معارضان با انتظارگرايي، مغلوب و متعهد آراي اسلامي ملت ايران شدند و همانگونه كه در حرم مطهر اميرمؤمنان عليه‌السلام با تضرع از خداوند خواسته بودم: لا تسلط علينا من لايرحمنا، شر اشرار و تروريست‌هاي ايماني از سر دين و دنياي ما رفع شد و آنها كه از هيچ جنايتي دريغ ندارند، از عرصه حاكميت اخراج گرديدند.

اين اراده الهي ما را ملزم مي‌كند كه بسيار در اين مسأله انديشيده و بر خلاف سياسي‌كاران قدرت‌طلب از راست ناراست تا چپ منحرف، الطاف الهي را خارج از قدرت بسياري بدانيم و به شكرانه آن در رفتارها و تصميمات دقت بيش از پيش بنماييم.

 خداوند منان را هزاران بار سپاس كه جناب‌عالي در 4‌سال گذشته، به اين مهم پاي‌بند بوديد و غرور قدرت، مقهورتان نكرد، از ياد خداوند و عنايات حضرت بقية الله عجل‌الله تعالي فرجه الشريف غافل نگرديديد، هرچند كه مشكرين را خوش نيامد و با بمباران خرافه‌گرايي، تحجر، جمود و غيره، اين سرمايه عظيم اعتقادي شما را به مصاف گرفتند.

 ه.

دو نكته سبب گرديد تا اين نامه را بنگارم: يكي شنيدن جمله «من با تحجر مخالفم» در نخستين گفت‌وگوي تلويزيوني حضرت‌عالي پس از پيروزي، و ديگري «اعلان حضور وزراي زن در ليست‌هاي منتشره» كابينه دهم!

 در مورد اول به اين نكات اشاره مي‌كنم كه امثال اين‌جانب از شنيدن جمله مذكور متحير شديم. زيرا ما مطمئن هستيم كه شما به سلامت از بيماري روشنفكري عبور كرده‌ايد، از اين روي، ادبيات‌اتان، از واژگان، تعابير و جملات تروريستي اصلاح‌طلبي دين‌ستيز پاك و منزه است. اطمينان داريم شما بر اين امر واقفيد كه اين واژه‌ها و تعابير، از پليدي‌هايي است كه گفتمان برانداز اصلاح‌طلبي عليه تفكر ديني، رايج كرد و به‌دنبال آن در راستاي شريعت‌سوزي آن را گستره داد.

 چنين بود كه محمد خاتمي سردمدار نشر اين تئوري، با انجام مكرر اعمال حرام، ضديت خود را با تحجر اعلان داشت؟!

 حضرت‌عالي بهتر مي‌دانيد كه در تخريب گسترده عقايد مذهبي و عدم التزام شما به غرب‌زدگي و بي‌ايماني و شريعت‌‌سوزي ناشي از آن، كاربرد واژه شوم «تحجر» را عليه شما و دوستدارانتان به عرصه كشانيد. در اين ويرانگري فرهنگي ديني، علاوه بر اسلام‌ستيزان نشاندار، افرادي چون حسن روحاني، ناطق نوري، هاشمي رفسنجاني و اذنابشان چه تاخت و تازها كه نكردند! با اين اطمينان است كه شنيدن جمله مذكور براي ما سؤال‌برانگيز شد. زيرا مطمئناً شما نيك مي‌دانيد در تفكر شيعي و گفتمان انتظارگرايانه، نه تنها تحجر جايي ندارد، بلكه تاروپود اين انديشه و مسير سرشار از رشد و پويايي آن دقيقاً در نقطه مقابل غربزدگي ملحدانه‌اي است كه بيماري روشنفكري در وادي آن غرق گرديده است. چنين است كه نتيجه روشنفكري «سنگ‌شدن در برابر انديشه ديني پويا و كارآمد به ويژه شيعي است، و تسليم محض به پوچي و ناكجا آباد به اصطلاح ترقي و پيشرفت غرب!»

 آقاي دكتر احمدي‌نژاد! رئيس‌جمهور محبوبي كه با اراده الهي بي‌نظيرترين آراي كمي و كيفي را در انتخابات دهم كسب نموديد و موجب سرافرازي بيشتر گفتمان اسلام ناب گرديديد و پيروزي باورهاي منجي‌گرايانه را با شكست افكار سفياني و دجالي در لباس‌ها و نام‎هاي مختلف، از آن خود نموديد، جناب‌عالي با افتخار به پاي‌بندي انتظارگرايانه، يقيناً در علائم آخرالزمان خوانده‌ايد، كه امام باقر عليه‌السلام فرمودند: «هيهات! هيهات! فرج ما تحقق نمي‌پذيرد مگر اين كه شما [شيعيان] آزمايش شويد! بازهم آزمايش شويد! بازهم آزمايش شويد! تا آنجا كه آلودگي برطرف شود و پاكي بماند. (مهدي موعود. ص 880)»

 به نظر مي‌رسد اينك شما به‌عنوان يك شيعه منتظر در عرصه قدرت اجرايي كشور، بار دوم آزمايش خود را با تشكيل كابينه دهم آغاز مي‌كنيد. چه زيباست كه شكوه پايداريتان در عقايد ايماني، همانند 4‌سال پيش استمرار يابد، اوج بگيرد و بروز و ظهور بيشتري داشته باشد تا براي مرحله سوم آب‌ديده‌تر گرديد و ما دوستداران شما و منتظران ظهور بدان سزاوارتر. مرحله سومي كه خدا مي‌داند در كدام عرصه‌ها آزمايش خواهيد شد.

 آقاي رئيس‌جمهور! تصور مي‌شود شما اين مطلب را نيز از زبان مبارك امام صادق عليه‌السلام رئيس مذهب تشيع نيز خوانده‌ايد كه «در آخرالزمان زنان بر دولت و سلطنت و هرچيزي كه ميل به آن دارند، [احتمالاً مناصب و مدارك و...] غلبه يافته و مسلط مي‌گردند. (همان ص 1044)»

 به صراحت مي‌گويم آنچه مي‌آيد، نظر به فرياد افراد خاص ندارد و جامعه زنان مسلمان كشور را مبرا از آن مي‌داند، زيرا اكثريت زنان ايران اسلامي مانند مردان آن، مفتخرند كه در زمره «منتظران» هستند و نهايت آمال‌اشان آن است كه در صف 50 زني قرار داشته باشند كه 313 اصحاب خاص مولايشان را كامل مي‌كند.

 اما در اين نوشته بر آنم تا روندي كه يك انديشه جنسيت‌گرا و فمينيستي را حاكميت مي‌بخشد، اشاره كنيم. انديشه‌اي كه از رياست‌جمهوري هاشمي رفسنجاني در قدرت اجرايي خانه كرد و با ايجاد دفتر و دستك به مشاورت رئيس‌جمهور رسيد و نهايت آن در گفتار و رفتار فائزه هاشمي و منجلاب اعتقادي فمينيست‌هاي مرد و زن اصلاح‌طلب بروز و ظهور يافت. هاشمي در حقيقت نخستين بدعت‌گزار اين فاجعه بود كه در ادامه راه او، محمد خاتمي زني ديگر را هم به معاونت برگزيد. ثمره آن براي نظام اسلامي و ملت ايران از منظر اقتصادي و سياسي و فرهنگي چه بود؟!

 شما نيز آن راه را ادامه داديد و اينك ضروري است در كارنامه اين معاونت تأمل كنيد و «ضرورت حضور زن را در اين معاونت كه عمر آن به 12‌سال رسيده است، بررسي نماييد.» سزاوار است احمدي‌نژاد با گفتمان منجي‌گرايانه به تصميمي برسد كه در علائم آخرالزمان از بدعت‌ها ديده مي‌‌شود؟ و يا خواسته‌هاي بدعت‌گزارانه را حاكميت مي‌دهد؟ احمدي‌نژاد با هاشمي و خاتمي متفاوت است و از حيث اعتقاد و عمل، كلاً از جنس آنها نيست. او بنا بر شناخت ملت، يك مسلمان معتقد و شيعه متعبد است و «قدرت» را «فرصتي براي خدمت» مي‌داند و اين «فرصت»، بستري براي ترويج گفتمان انتظارگرايانه"!

 يك نظر اين است كه اگر وزراي زن ناتوان باشند، به جامعه زنان آسيب مي‌رسد و...اما اين تحليل و تفسيرها، موجب خوشايند و پسند گروهي است، و اين‌جانب بنا نداشته و ندارم، جز براساس عقايد و باورهايم بنويسم و اين مسؤوليت و تكليف را با مسأله ديگر جابه‌جا بنمايم.

 آقاي رئيس‌جمهور! قطعاً براي تشكيل كابينه با كمبود مردان داراي صلاحيت و توانمندي مواجه نخواهيد بود، همچنين زنان داراي قابليت اجرايي برتر از مردان در اولويت قرار ندارد. اين كه در آموزه‌هاي قرآني زن و مرد در پيشگاه خداوند فقط براساس تقوا ارزيابي مي‌شوند، نشانگر قابليت رشد و بالندگي فكري و عملي زنان است كه بر مبناي رضايت خداوند مي‌توانند حركت كنند. يقيناً معتقدان به انديشه و آموزه قرآني، اين مسأله را با «مديريت»، «وزارت» و «رياست‌جمهوري زنان» تحليل و تفسير نمي‌كنند.

 نمي‌توان پذيرفت در كابينه احمدي‌نژاد حضور وزير زن گام نخستي باشد كه در كابينه‌هاي بعدي اهداف شوم فمينيست و سكولارها را حاكم كند. آيا بحث «رياست جمهوري زن» كه در هر انتخابات از سوي وابستگان به انديشه‌هاي منحرف اوج مي‌گيرد و گاه بحث «رهبري زنان»، مسائلي نيست كه بتوان در اين تصميم‌گيري به آن توجه كرد؟

 آقاي رئيس‌جمهور! ما احمدي‌نژاد را هاشمي و خاتمي نمي‌دانيم. احمدي‌نژاد جنس ديگري است. او كسي نيست كه مانند آنها و مانند نامزدهاي شكست‌خورده 2‌دوره انتخابات، از زنان، مردان و جوانان نردبان قدرت بسازد و مانند هاشمي و خاتمي، پس از كسب قدرت پايه‌هاي نردبان را بر دل و سينه زنان، مردان و جوانان و پيرها فرو كند و خود بر بالاي آن در رأي مافياي قدرت و ثروت جاي بگيرد!

 آقاي رئيس‌جمهور! فاطمه رجبي بر اين تصور است كه بنا بر عقيده شيعي خود و عهدي كه با خداوند دارد، در راستاي سنت معصوم عليهم‌السلام و آموزه‌هاي آنها، به مقدار بضاعتي كه در اين عرصه دارد، گام بر مي‌دارد، مي‌نويسد، و مي‌گويد. از اين روي تاكنون نديده و نشنيده‌ام كه در اين سنت معصوم عليه‌السلام، زناني در مديريت‌هاي بالاي اجرايي قرار گرفته باشند. هم‌چنين در سيره امام خميني نيز چنين سابقه‌اي وجود ندارد.

 مي‌دانم كه اين نوشته بيش از گذشته، مرا آماج تخريب و پرخاشگري راست‌هاي ناراست مي‌كند. به ويژه آنان كه قدرت گرفتن زنان را در مسير اهداف آتي خود، يك برگ برنده براي گفتمان خويش، و يك ضعف و كاستي براي گفتمان اسلام ناب احمدي‌نژاد و بهانه براي تخريب بيشتر او مي‌دانند. اما شيعه هستم و موظف به انجام تكليف!

خداوند شما و دولتتان را مستدام بدارد و هرگونه انحراف و ضعف در تصميم‌ها و برنامه‌هايتان را به درستي و قوت بدل نمايد

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388 ساعت 19:19  توسط امیر  | 

خوراک جگر

یه نفر تعریف میکرد :

اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.
غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم. پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه. به بچه ها گفتم:
"ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است، یه کوچولو امتحان کنید...اصلا می دونید اسم این غذا چیه؟ یه راهنمایی می کنم بهتون...باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه."
ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد.. به برادرش سقلمه زد و گفت:
"نخور! نخور! تاپاله است!"

|+| نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 23:58  توسط امیر  | 

بدون شرح

|+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 12:23  توسط امیر  | 

سوال و پیشنهاد ساده

1.     شوراي نگهبانِ حكومت اسلامي صلاحيت نزديك به 2000 نفر را تاييد نكرد فقط چهار نفر تاييد صلاحيت براي انتصابات خليفه اسلامي... ببخشيد! انتخابات رياست جمهوري شدند از اين چهار نفر دو نفرشان منافق و خارجي از كار در آمدند و قرار بوده كه با كمك دشمنان خارجي، انقلاب مخملي كنند. اين چه تاييد صلاحيتي است و چه نگهباني!!؟ توجه داشته باشيد فاصله تاييد صلاحيت تا ايجاد اغتشاش كمتر از دو ماه است و چندين سال نيست!  به نظر من اعضاي شوراي نگهبان به دليل كوتاهي در انجام وظيفه، بايد محاكمه بشوند اگر آنها اين دو نفر را تاييد نكرده بودند اينهمه خون ريخته نمي‌شود!
2.     ندا آقا سلطان توسط «دشمن» كشته شد كه به انقلاب و انقلابيون تهمت بزنند مي‌دانيم كه در نظام مقدس حكومت اسلامي كسي كه توسط دشمن كشته شود شهيد است. به نظر من براي كوري چشم دشمن يك مراسم با شكوه براي شهادت ندا بگيريم. كه همه بفهمند او و اطرافيانش با ما مشكلي نداشت!
3.     الان كه حكومت اسلامي در دوره همدلي و تفاهم هست و قرار است كه همه با هم خوب باشيم پيشنهاد مي‌كنم در اين دوره گل و بلبل! به جاي اينكه باز هر روز مردم بيشتري را بگيريم و زنداني كنيم كه در اردوگاه كهريزك بهشان آموزش همدلي بدهيم. چرا بقيه زندانيان را آزاد نكنيم و اجازه يك راه‌پيمايي مسالمت آميز ندهيم كه يك تو دهني محكم به كساني باشد كه فكر مي‌كنند ما باز هم دروغگويي و عوام فريبي مي‌كنيم !!؟

|+| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 ساعت 0:2  توسط امیر  | 

از هاله ی نورتان بلا دور

از هاله ی نورتان بلا دور
دیر آمده ای رئیس جمهور
 
این واقعه ی مبارکی نیست
سی سال زمان اندکی نیست
 
سی سال بدون مهرورزی
دزدی ز ذخیره های ارزی
 
سی سال فساد و بد حجابی
شش دولت ضد انقلابی
 
سی سال شکاف بین مردم
محرومیت از جومونگ و یانگوم
 
سی سال رواج ماهواره
دانشجوهای بی ستاره
 
سی سال تورم نجومی
تکثیر توالت عمومی
 
می رقصد صدق بر سر دار
سی سال دروغ بی نمودار
 
سی سال بدون هاله ی نور
دیر آمده ای رئیس جمهور
 
البته شما کمی کرم کن
از این همه چار سال کم کن
***
دیر آمده ای ولی زمان هست
روسیه و چین مهربان هست
 
نیروی عزیز انتظامی
راه و روش سعید امامی
 
بازوی بسیجی دلاور
صدیق ترین وزیر کشور
 
در ضمن دعای خیر مردم
حتی همه ی مراجع قم
 
این ها همه یاور تو هستند
از جام صداقت تو مستند
***
آدم به خدا نیاز دارد
عالم به شما نیاز دارد
 
پیغمبر صلح و عشق و مستی
در هر دو جهان فقط تو هستی
 
اعمال شما پر از اصول است
الگوی شما جهان شمول است
 
البته چهار تا منافق
چون «موسوی» و جناب «ناطق»
 
هستند که کارشان تمام است
اموال تمامشان حرام است
 
این ها همه دشمن تو هستند
دل های ائمه را شکستند
 
هویی بکشی کسی نماند
فوتی بکنی خسی نماند
 
از سبز بدم می آید آقا
از ریشه بکن درخت ها را
 
ایمان با سبز منحرف شد
در دیر نفاق معتکف شد
 
آن عده که شال سبز بستند
شیطان صفتان بت پرستند
***
تا چند تسامح و تساهل
تا کی گره  حجا ب ها شل؟
 
تا چند میان کوی و برزن
سر خوردن چادر از سر زن؟
 
اصلاً به چه علتی زنان هم
داخل بشوند توی آدم؟
 
با بیکاری جدال داریم
ما مشکل اشتغال داریم
 
زن ها بروند توی منزل
مردان همه می شوند شاغل
 
تا چند تحمل هنرمند
بزغاله ی نا سپاس تا چند؟
 
اخراجی ها ی دو هنر نیست؟
«سرشار» هنر چو « رهگذر » کیست؟
 
وقتی هنری اصیل باشد
خلاقش از این قبیل باشد
 
بزغاله چرا؟ بزرگوارند
روشن فکران ماندگارند
 
ای حامی ملت سلحشور
دیر آمده ای رئیس جمهور
 
دیر آمده ای ولی غمی نیست
تا آخر عمر وقت باقی ست
 
مادام العمر رهبری کن
با حاج « چاوز » برابری کن
***
در خاتمه از دلم بگویم
از درد مفاصلم بگویم:
 
عشق تو چنان به استخوان زد
کش بدتر از آن نمی توان زد
 
صد قافله دل فدای چشمت
پیچید به سر هوای چشمت
 
از عشق تو تازه شد وجودم
انگار که پیش از این نبودم
 
هر چند که دل به من ندادی
حتی تراول به من ندادی
 
محمود جهان تویی حبیبم
از برگ سهام بی نصیبم
 
لبخند بزن که بی قرارم
یک مسکن مهر هم ندارم
 
عمریست که در سرم تو بودی
ای کاش که همسرم تو بودی!

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388 ساعت 19:33  توسط امیر  | 

نام گذاری خیابان دکتر مصدق

خبرگزاری ميراث فرهنگی :
دبير کميته نامگذاری شورای شهر تهران از منتفی شدن طرح نام‌گذاری خيابان دکتر مصدق در کميسيون کارشناسی کميته نام‌گذاری شورای شهر تهران خبر داد.
 

خدمت سرکار خانم معصومه‌ی آباد
 دبير محترم کميته نام‌گذاری
 شورای شهر تهران
 
 از شنيدن خبرِ منتفی شدنِ طرحِ نام‌گذاری خيابان دکتر محمد مصدق بی نهايت خوشحال شدم و از اين که کميسيون کارشناسی کميته نام‌گذاری شورای شهر تهران چنين تصميم صحيحی اتخاذ  کرده بی نهايت سپاسگزارم. کميسيون مزبور، با اين تصميم به جا، سطح بالای دانش و معلومات و فهم و شعور خود را به ملت ايران نشان داد و اگر اجازه داشته باشم از طرف دکتر محمد مصدق نيز سخن بگويم، بايد عرض کنم که احتمالا روح ايشان با اين تصميم  گيری قرين شادی و آسايش شده است.
 واقعا بايد دست نويسنده ی گزارش گروه کارشناسی را بوسيد که نوشته است:
 "مصدق از ويژگی های مورد نظر کميسيون برای نام‌گذاری برخوردار نيست."
 چقدر زيبا، چقدر عالی نوشته است نويسنده ی فرهيخته ی اين گزارش و چقدر زيبا، چقدر عالی تصميم گرفته است شورای محترم شهر تهران. مصدق کجا و خيابانی در تهران کجا؟ تا وقتی امثال شهيد خالد اسلامبولی هستند، چه جای دکتر مصدق بر روی پلاک های حلبی شهرداری تهران؟! عقل مان کجا رفته؟! مگر دکتر مصدق اسلحه کشيده بود ، يا با مسلسل قلب کسی را دريده بود که بخواهيم نام اش را بر خيابانی در تهران بگذاريم؟ تا وقتی شهيد  اِدْوارْدُو آنيلی، پسر مسلمان و وارث سناتور ميلياردر ايتاليايی و  صاحب کارخانه های متعدد خودروسازی هست، مگر احمق شده ايم که بخواهيم  خيابانی را دکتر محمد مصدق بناميم؟! تازه اگر بخواهيم چنين بذل و بخششی  بکنيم فردا نام سمير قنطار و ديگر مبارزان لبنانی و فلسطينی را بر کدام خيابان بنهيم؟ اگر زبان ام لال اسرائيلی ها زدند و سيد حسن نصرالله را شهيد  کردند، کدام خيابان را به نام او  کنيم؟ دور از مسلمانی خواهد بود  اگر  بخواهيم به جای نام برادران عرب،  از اسامی اشخاصی مثل مصدق استفاده کنيم.
 معلوم بود که شورای محترم شهر، برای نام‌گذاری خيابان مصدق،  کارِ  کارشناسی انجام نداده ولی احمدلله کارشناسان خبره زود متوجه  خبط خود شدند  و جلوی اين اشتباه بزرگ تاريخی را  گرفتند. مگر محمد مصدق برای ايران  و اسلام چه کار کرده که بخواهيم خيابانی را به اسم اش کنيم؟ مگر نام کسی را که به مردم کشورش راه استقلال و آزادی بياموزد، در قدرت بر حاکميت قانون اصرار ورزد، به دفاع از منافع ملی قيام کند، با پستی و رذالت وجهالت درافتد و به مردم راه ستيز با اخلاقيات منحط را نشان دهد، با داشتن قدرت و مسئوليت، خواهان تحميق مردم  نباشد، خواهان خشونت نباشد، خواهان تبعيض و حق کشی نباشد، با استعمار جانانه بستيزد، با استبداد جانانه بستيزد، در زندان، در تبعيد، تا آخرين دم حيات تن به تسليم و خفت ندهد و سرافراز بميرد، آری، مگر نام چنين کسی را بر خيابان می نهند؟!
شما مقايسه کنيد خالد اسلامبولی را که با مسلسل دل و روده ی رئيس اش را بيرون ريخت يا جناب ادواردو را که احتمالا صهيونيست ها او را شهيد کردند با دکتر مصدق و آن چه در طول نمايندگی و وزارت اش انجام داد تا به خطای بزرگی که نزديک بود شورای محترم شهر تهران مرتکب شود پی ببريد. خود دکتر مصدق هم می دانست کاری برای ايران و اسلام انجام نداده .

                                                                                            با تشکر از شما

ابلهی که همه چیز میدانست !

|+| نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388 ساعت 23:6  توسط امیر  |